جزيره بي خيالي

Name: سحر طلوعي

تقريبا روزنامه نگارم.اهل ورزش وسينما.كتاب هم ميخونم قاطي پاتي

Saturday, January 28, 2006

لنزهاي رنگي و محرم

به در و ديوار شهر خوب نگاه كنيد. محرم آمده. شمايل امام حسين و حضرت عباس فراوان به چشم مي خورد. به اين تابلو ها خوبتر نگاه كنيد. عجيب نيست كه امام حسين را با چشمهاي سبز ببينيد ؟ انگار حضرت ابوالفضل هم از لنزهاي عسلي خوشش مي آيد! زير ابرو هايشان هم هر سال تميز تر از پارسال مي شود. چه خبر است؟ راستش را بخواهيد امسال از آمدن محرم خيلي ناراحت نيستم شايد تازه حس خوبي هم دارم اما نمي دانم قضيه اين لنزها و زير ابروها چيست؟ شايد مثل اين نوحه ها و مداحي هاي مزخرف كه از تلويزيون پخش مي شود بايد به اينها هم عادت
كنيم؟ واي يعني بايد امسال هم عربده هاي سعيد حداديان و ... را بشنويم؟

بياييد با هم به صيد قزل آ لا برويم

دو سه روزي است كتاب صيد قزل آلا در آمريكا اثر ريچارد براتيگان رادست گرفته ام. تا الان كه چيزي نفهميده ام. كمي كه جلو تر رفتم به اين نتيجه رسيدم همان بهتر كه چيزي نمي فهمم. راستش فكر مي كنم نويسنده وقتي ابن مطالب را مي نوشته دوز خليتش (شما بخوانيد سودايي اش) زده بالا وخواننده را هم وادار مي كند به همين ترتيب و با سودازدگي ادامه دهد.به هر حال ادم بعد از مدتي تصميم مي گيرد بي خيال همه چيز شود و فقط به صيد قزل آلا فكر كند. با همه اين توضيحات حالا شما حاضريد با هم به صيد قزل آلا برويم؟ لطفا آمريكا را بي خيال شوبد . ما به همين رودخانه كرج خودمان قانعيم